X
تبلیغات
بایگانی

تبدیل لاپلاس (با فامیل نزدیکش تبدیل فوریه) یک وسیله اساسی برای مطالعه سیستم های خطی تغییر ناپذیر با زمان است. تبدیل لاپلاس موضوع  وسیعی است و بسیاری از مسائل مهندسی، با این روش و خواص آن وابسته هستند.

 

تبدیل لاپلاس حل معادلات دیفرانسیل خطی را به حل معادلات جبری خطی کاهش می دهد. اهمیت تبدیل لاپلاس از حقایق دیگری نیز ناشی می شود. 1- نظریه تبدیل لاپلاس مفهوم تابع شبکه را به کار می برد. از آنجایی که توابع شبکه را می توان به طور تجربی با سنجش حالت دایمی سینوسی (در واقع با دقت زیاد) به دست آورد، تبدیل لاپلاس به ما کمک می کند که مسائل را بر حسب توابع شبکه که کار کردن با آنها اغلب راحت تراز کار کردن با پاسخ های ضربه می باشد، تصور کنیم. 2- تبدیل لاپلاس رابطه نزدیکی را که میان رفتار حوزه زمانی شبکه (مثلا مانند شکل موج های روی اسیلسکوپ) و رفتار حالت دایمی سینوسی آن وجود دارد نمایش می دهد.

ایده اصلی تبدیل لاپلاس در این است که در مقابل یک تابع زمانی f که در فاصله زمانی [0,∞) تعریف می شود، تابع F از صفحه فرکانش مختلط s را مربوط می سازد و این تبدیل به طریق زیر ساخته می شود : ابتدا f(t) را در عبارت e –st   ضرب می کنیم و از تابع بدست آمده برحسب t یعنی f(t)e -st  ، در فاصله - 0 تا ∞ انتگرال می گیریم. با توجه به این که این انتگرال، یک انتگرال معین است (حدود - 0 تا ∞ ثابت هستند)، حاصل آن به t بستگی نداشته و تنها به پارامترs وابسته می باشد. بنابراین نتیجه آن تابعی از فرکانس مختلط s می باشد. تابعی که با این انتگرال تعریف می گردد، (F(s بنامید، یعنی:

انتگرال سمت راست را انتگرال تعریف کننده، (F(s را تبدیل لاپلاس (f(t و متغیر s را فرکانس مختلط می نامند. برای متمایز ساختن F از f ، اغلب f را به عنوان "تابع زمانی" و F را به عنوان " تبدیل لاپلاس" اطلاق می کنیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت   توسط شقایق آزادبخش  | 

یکی از مراحل ساخت IC اچینگ (زدودن) می باشد که پس از مراتب ذیل انجام می گردد: لایه گذاری و رشد اکسید روی ویفر (لایه زیرین) و قرار دادن لایه کریستال فتورزیست روی سطح اکسید به این صورت که ماده فتورزیست را را روی این سطح که به صورت قرص می باشد ریخته و ویفر را به سرعت می چرخانند تا به ضخامت مورد نیاز به طور یکنواخت روی سطح قرار گیرد. سپس لایه فتورزیست را از پشت یک نقاب در معرض نور UV قرار میدهند تا نواحی که باید در آن ها نفوذ و کانال ایجاد شود، معین گردد. حال عمل اچینگ که طی آن قسمت های معین شده از روی ویفر برداشته می شود، انجام می گردد. این کار به دو روش خشک و مرطوب انجام می شود کع در این مطلب به روش دوم یعنی Dry Etching  می پردازیم.

 

برخلاف  Wet Etching (زدودن مرطوب) که نیاز به فرو رفتن قسمت مورد نظر برای زدودن ، در یک گاز یا به صورت معمول تر در یک مایع دارد، Dry Etching (زدودن خشک) از پلاسما (گازهای تا حدی یونیزه) برای زدون آن قسمت استفاده می کند.

 

این روش اچینگ از دیدگاه میکروتکنولوژی بسیار دقیق و کنترل پذیر است اما در عین حال در بسیاری موارد روشی بسیار پرهزینه است. تفاوت میان این دو مانند تفاوت بین برش با چاقو برش با لیزر است. یعنی تا این اندازه دقیق تر و در مرزهای مورد نظر و در نتیجه تولیدی با کیفیتی بسیار برتر . اما تجهیزات، تخصص و تکنولوژی مورد استفاده طبعا به بالا رفتن هزینه های تولید، و به ساخت IC هایی با قیمت بالا می انجامد.

 

این مطلب در نظر دارد قواعد کلی را مطرح کرده و مثالی از تکنیک های زدون خشک را ارائه دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت   توسط شقایق آزادبخش  | 

سایدویندر AIM-9

از ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد

 

سایدویندر AIM-9 ،موشک هوا به هوای حرارت یاب با برد کوتاه میباشد که بوسیله هواپیماهای جنگنده و اخیرا با برخی هلیکوپترهای "گانشیپ" قابل حمل است.

انواع و مدل های بالای آن بعد از 5 دهه همراه چند نیروی هوایی برای خدمت در جبهه باقی مانده است. وقتـی یک موشک سایـدویندر پرتاب می شود، خلبان ِ NITO از کد اختصاری Fox Tow در مخابره رادیویی استفاده می کند، همچنانکه در مورد همه موشک های حرارت یاب این عبارت گفته می شود.

درغرب، سایدویندر موشکی بسیار پراستفاده است، با بیش از 110000 موشک تولید شده برای U.S. و 47ملل دیگر، ازآنچه شاید %1در جنگ استفاده شود. تحت گواهی نامه چند کشور دیگر که شامل سوئد هم می شود ساخته شده است. یکی از قدیمی ترین، کم هزینه ترین و موفق ترین موشک های هوا به هوا، با تخمین270 قتل و عام در سرتاسر جهان تا این تاریخ.

برای اینکه موشکی باشد که برای ارتقا ساده باشد طراحی شده بود. گفته می شد که اهداف طراحی سایدویندر ابتدائی، طراحی یک موشک اجرائی و قابل اطمینان با پیچیدگی الکترونیکی نقشۀ برد یک رادیو و پیچیدگی مکانیکی یک ماشین لباس شویی بود. اهدافی که در موشک های اولیه به خوبی انجام شد. در 2002 نیروی دریایی یونایتد استید میزبان پنجاهمین جشن سالگرد وجود این موشک بود.

اسم سایدویندر به اسم مار زنگی سمی ای با همین نام اشاره دارد که از اعضای حسی مادون قرمز برای  جستجوی شکار خونگرم استفاده می کند.

 

سایدویندرAIM-9

یک AIM-9  به F/A-18 Hornet بر روی برد یک هواپیمای حمل کننده نصب می شود

نوع             موشک هوا به هوا با برد کوتاه

جایگاه خواستگاه               یونایتد استید

تاریخچه خدمات

زمان ساخت      از 1956(AIM-9B) تاکنون

تارخچه محصول

سازنده                                   Nammo

                                   کمپانیRaython

Ford Aerospace                                   

Loral Corp                                                 

قیمت یونیت                      $US 85000

تاریخ ساخت                   سپتامبر 1953

مشخصات

وزن                               (kg91) lb190

طول                        (m2.85) ft9 in4.2

قطر                               (mm127) in5

کلاهک  20.8 lb (9.4 kg) annular blast-frag

انفجار          نفوذ مغناطیسی (مدل های قدیمی)

مکانیزم مادون قرمز فعال (AIM-9L onwards)

موتور                          Solid-fuel rocket

طول بال                   24.8 in (630 mm)

بردموثر        0.6 – 11.3 mi (1 – 18 km)

سرعت                                 Mach 2.5

سیستم راهنما   روش تعقیب مادون قرمز

سکوی پرتاب  هواپیمای جنگی وهلیکوپتر گانشیپ

 

 

فهرست

 

<         1- فیزیک کشف مادون قرمز

<         2- تاریخچه

        <   1-2- تکامل اولیه

           <2-2- تست پرواز و معرفی وظیفه

                     <1-2-1 معرفی جنگاوری

                     <2-2-1تکنولوژی در خطر اکتشاف افتاده

 <3- پذیرش USAF

 <4- سیر تکاملی پیوسته

           <1-4 تاثیر ویتنام در پیشرفت سایدویندر

           <2-4 AIM9D/G/H نیروی دریایی

           <3-4 AIM-9E/J/N/P نیروی هوایی

 

فیزیک کشف مادون قرمز

 

در سال های 1920 کشف شده بود که قرارگرفتن ِ سولفید سرب در معرض اشعه (پرتوافکنی حرارتی) مادون قرمز، مقاومت الکتریکی ترکیب را کاهش می دهد. این مثالی است از خاصیتی که فتوکنداکتیویتی نامیده می شود: فتو کنداکتیویتی با تابش توسط طول موج های دیگر نور نیز دیده شده است ( به کتاب "ران وسرم" در قسمت منابع نگاه کنید) می توان جریانی که ناشی شده را اندازه گرفت و سپس نتیجه را به عملی مربوط کرد – در این مورد یک سر جستجوگر باعث می شود که موشک در مسیر منبع گرما (یک هواپیمای جنگی یا موشک) پرواز کند.  

پیش از جنگ جهانی دوم، بیشتر نیروهای بزرگ اقدام به تولید سیستم های دید در شب کردند که از ردیاب سولفید سرب و تشدیدکننده های  تصویر به طوری که آن را نمایان کند استفده می کند. هیچ یک از اینها درامتحان خیلی موفق نشدند مگر محصول ثبت شده سیستم آلمانی  "اسپنر".

"اسپنر" از یک لوله دوربین بلند استفاده می کرد که سرتاسر شیشه جلو هواپیما را طراحی کند تا چشم انداز نمـــای جلو هواپیمایشان رابرای خلبان به معرض نمایش بگذارد. اما برد محدودی داشت. همه این طرح ها با تولید دستگاه های پراستفاده ی رادار در حین پرواز ، پایان یافت.

ردیاب های IR (مادون قرمز) استفاده گسترده بیشتری برای سیستم های land-based یافتند. این هرچیزی از سیستم های نشانه گیر تانک ها و حتی تیراندازها را شامل می شود، به نوعی وسایل کمکی حرکت در شب.دانشمندان آلمانی همچنین با یک سیستم هدایت موشک انوماتیک آزمایش کردند که مورد نظر بود به علت گرمای موتورهای هواپیمابه نقطه مقصود رسیده و موشک Enzian خود را هدایت کند. آن از یک تک ردیاب استفاده می کند که در کانون یک تلسکوپ کوچک قرار داده شده با چها ر تیغه که بین ردیاب و تلسکوپ نصب شده است. سر تلسکوپ تکان داده شده، بسته به تعداد سیگنال هایی که بوسیله تیغه ها بلاک شده بودند، سبب افزایش و کاهش سیگنالی که روی ردیاب افتاده می شود. این سیگنال سپس به عنوان یک ورودی برای خلبان اتوماتیک استفاده شده، به وسیله چرخش دائمی روی محور اپتیکال تلسکوپ، موشک نزدیک به هدف هدایت می شده است که از آنچه به عنوان تعقیب محض می شناسیم استفاده می کند. وقتی جنگ پایان گرفت پیشرفت تمام نشد.

 

تاریخچه

 

تکامل اولیه

تکامل موشک سایدویندر در سال 1946 در ایستگاه تست اسلحه و مهمات نیروی دریایی (NITO) در اینیوکرن ِ کالیفرنیا شروع شد. اینک ایستگاه جنگ افزار هوایی نیروی دریایی China Lake در کالیفرنیا به عنوان یک پروژه پژوهشی سازمانی توسط ویلیام ب مکلین تصور شد. مکلین در ابتدا کوشش خود را  "Local Fuze Project 206" نامید که از اعتبار مالـی لابراتوار، کمک داوطلبانه و پشتوانه مالی ِ Fuse بــرای توســعه آنـچه که موشـک ِ heat-homing نام داشت استفاده می کرد. آن پروژه اعتبار مالی قانونی را دریافت نکرد تا درسال 1951وقتی آن تلاش برای نشان دادن به Admiral William "Deak" Parsons ، معاون فرمانده دفتر اسلحه و مهمات، کامل شد. سایدویندر چندین تکنولوژی جدید معرفی کرد که آن را ساده تر و بسیار قابل اطمینان تر ازهمتای آن در نیروی هوایی یونایتد استید(USAT) ، AIM-4 Falcon که تحت تکامل در دوره زمانی مشابه بود، می کرد. بعد از آزمایش های ناامید کننده با Falcon در جنگ ویتنام، نیروی هوایی Falcon های خود را با سایدویندر جایگزین کرد.

 

آرایش ژئومتریک  از آینه، ردیاب IR و هدف

سایدویندر از Enzine چندین طراحی ِ سر اتخاذ کرد، اما چند ابتکار به وجود آورد که کارایی آن را به طور چشمــگیری بهـبود بخشید. ابتـدا یک آینه ی "steering" جانشین آینه ی forward-facing  شد که حول یک شفت تیز بیرون از جلوی موشک می چرخید. ردیاب در جلو آینه نصب شده بود. وقتی محور بلند آینه، محور موشک و خط دید هدف ، همه در یک نقشه میافتاد، پرتوهای بازتاب شده از هدف به ردیاب می رسید (مشروط بر اینکه هدف خیلی دور از محور نبود). از این رو زاویه آینه در لحظه ردیابی، جهت هدف را در محور غلطان ِ موشک برآورد می کرد.

جهت شیب انحراف هدف به اینکه چقدر هدف از لبه بیرونی تر آینه دور بود بستگی داشت. اگر هدف نزدیک به محور بود، پرتوها از نزدیکی به مرکز آینه انعکاس داده می شدند.  درچرخش روی یک شفت ثابت، سرعت خطی آینه بیشتر در لبه بیرونی تر بود. بنابراین اگر هدفی جلوتر از محور ِ دور از هدف بود، فلش ِ آن در ردیاب برای یک زمان مختصرتر رخ می داد یا طولانی تر اگر آن نزدیک به مرکز بود. زاویه محورِ دور از هدف می تواند سپس با مدت زمان پالس بازتابی ِ مادون قرمز برآورد شود.

سایدویندر همچنین شامل یک الگوریتم هدایت ِ به طور چشمگیری پیشرفته بود. Enzian  برای پرواز مستقیم به طرف هدفش تلاش کرد، جهت تلسکوپ درون سیستم کنترل مانند آن را اگر یک دسته فرمان بود، بچرخاند. این یعنی موشک مستقیما به طرف هدفش پرواز کرده، و تحت بیشتر شرایط در پشت آن به مقصد می رسد. این یعنی که موشک مجبور بود آنقدر سرعت داشته باشد که روی هدفش برتری یابد که این در طی رهگیری هوایی مردود شد.

سایدویندر به موقعیت واقعی که با ردیاب ثبت شده ،هدایت نمی شود، اما به تغییر در موقعیت ِ پس از آخرین رصد هدایت می شود. بنابر این اگر اثر هدف در 5 درجه بر چپ بین دو دوران آینه باقی بماند، الکترونیکها هیچ سیگنالی به کنترل سیستم باز نمی گرداند. مورد رسیدگی قرار دادن یک موشک، یکی ازگوشه های راست هدفش را آتش زد؛ اگر موشک در سرعت مشابه، مانند هدف پرواز می کند، باید با 45 درجه به آن برسد که وقتی شلیک می شد به یک نقطه برخورد دور از جایی که هدف بود پرواز می کرد. اگر موشک سرعت هدف را چهار بار درمی نوردید، باید یک زاویه حدود 11 درجه را به طرف جلو تعقیب کند. به عبارت دیگر، موشک باید در رهگیری هوایی، زاویه سرتاسر مسیر را مورد توجه قرار دهد یعنی ردیاب، زاویه ای که هدف به طور پیوسته می سازد را دائم ثبت کند. همین ثبت زاویه بود که ساید ویندر تلاش می کردبرقرار کند. این سیستم "تعقیب نسبی" برای اجرا خیلی آسان است. با این حال آن محاسبات هدایت عملکرد فوق العاده را تقریبا به طور مستقل عرضه کرد و می تواند در مسیر پرواز هدف به تغییرات واکنش نشان دهد که بسیار کارآمد است و موشک رابه هدف می رساند.

اگر چه این سیستم، موشک را به داشتن یک جهت یابی محور غلطان ثابت ملزم می کرد. اگر موشک ابدا نچرخد، زمان مبنا در سرعت چرخش آینه خیلی دقیق نیست. اصلاح این چرخش وضعی به طور معمول لازم می دارد که چند نوع سنسور برای تبیین مسیر در آن قرار داده شود و سپس کنترل ها برای تصحیح آن اضافه شود. درعوض، سطوح کنترل کوچک در عقب موشک با صفحه ها ی چرخان در رویه بیرونی تر آنها قرار داده شده بود. این عمل رای کنترل پروتز شناخته شده است. جریان هوای روی صفح آنها رادر یک سرعت بال می چرخاند. اگر موشک شروع به چرخش کند، نیروی ژیروسکوپی ِ صفحه رویه های کنترل را در جریان هوا راهاندازی می کند که حرکت لغو می شود. بدین گونه تیم سایدویندر یک سیستم کنترل ترکیبی ِ بالقوه با یک راه حل مکانیکی ساده را جایگزین کرد.

 

تست پرواز و معرفی وظیفه

 

نمونه اولیه موشک سادویندر-1 در حمله هوایی A-1 هنگام تست پرواز

یک  نمونه اولیه سایدویندرXAAM-N-7 (نام بعدی آنAIM-9A )،در سپتامبر 1953 برای اولین بار با موفقیت شلیک شد. ورژن نخستین محصول،AAM-N7 (بعداAIM-9A) انتخاب شده، در1956 استفاده عملی آن ثبت شد و بعدها به طور پیوسته و یکنواخت بهبود یافت.

معرفی جنگاوری

اولین استفاده جنگی ِ سایدویندردر 24 سپتامبر 1958 با نیروی هوایی جمهوری چین (تایوان) هنگام دومین بحران دشوار تایوان، بود. درطی آن دوره ی زمانی، ROC F-86 saber ها در جنگ های هوایی با مردم جمهوری چین در سراسر بحران تایوان هر روزه برای جنگ استفاده می شدند. PRC MiG-17 ها عملکرد ارتفاع سقف پرواز بلندتری داشتند و درسبک مشابه به جنگ کره مابین F-86 و MiG-15 ی قدیمی، با دشمن روبه رو شدند،آرایش جنگی PRC بر بالای سر ROC Sabre ها از آنها مصون ماند. Cal 50 تسلیحات و تنها انتخاب جنگ وقتی شرایط با آنها مساعدت کرد. در یک تلاش خیلی سری،یونایتد استید تعدادی سایدویندر دوازده تایی را برای نیروی ROC تهیه کرد و یک تیم به انتقال Sabre  هایشان به سایدویندرتجدید نظر کردند. دراولین مواجه با دشمن در 24 سپتامبر 1958، سایدویندرها در کمین MiG-17 ها استفاده شدند. چنانکه آنها پیش از saber ها که فکر می کردند در مقابل حمله شکست ناپذیرند، پرواز می کردند. MiG ها آرایش جنگی را شکستند و بر فراز Sabre ها در گرداب جنگ فروافتاند.

 

تکنولوژی در خطر اکتشاف افتاده

جنگ های بحران تایوان،سهوا ً یک سایدوندر اقتباس شده جدید تولید کرد: کمی بعد از آن کشمکش جنگ، اتحاد جماهیر شوروی شروع به ساخت موشک K-13/R-3S کرد (NATO اسم AA-2Atoll را گزارش کرد) ، یک کپی مهندسی معکوس از سایدویندر. آن بعد از اصابت یک AIM-9B ی تایوانی به MiG-17 کمونیست چینی بدون انفجار، ساخته شد؛ به طور شگفت آوری موشک بر روی هواپیماهای جنگنده ی MiG-17 قرار گرفت و خلبان قادر بود نقشه را آورده و موشک به پایگاه خودش برگردد. بر طبق گفته"ران وستروم" در کتابش"سایدویندر" ، شوروی ها نقشه های سایدویندر را از یک کلونل سوئدی بدست آوردند و ورژنشان رابا شتاب در سرویس 1961 آن جاری کردند، آنقدر به دقت کپی نمودند که تعداد قطعات نسخه برداری شده بود. سالها بعد مهندسین شوروی تصدیق می کردند که سایدویندر غنیمت گرفته شده به عنوان یک کورس دانشگاهی در طراحی موشک به کار رفته و در واقع شوروی و امکانات هوا به هوای متوفقین را پیشرفت داد.  K-13 و مشتقات آن در محصولی برای 30 سال باقی ماند. در سال های 1960، تملک K-13 در انبار مهمات شوروی باعث تغییرات بزرگی در تاکتیک های بمبارانUSAF شد، که هواپیماهای بمب افکن در زیر پوشش رادار دشمن از ارتفاع بالا به سطوح پائین تر می انداختند.

   

پذیرش USAF

هرچنـد در ابتـدا برای USN و رقیـب USAF توسـعه یافـت، متعاقـبا ًوقتـی DoD دستـور داد F-4phantom پذیرفته شود. درون سرویس USAN ، سایدویندر مطرح شد. نیروی هوایی از آغاز کار مدلF-4B را که با سایدویندر AIM-9B مجهز باشد، به عنوان جنگ افزاربا برد کوتاه برگزید. اولین محصول  USAF phantomها، مدل F-4C بود که سایدویندر AIM-9C را حمل می کرد. نیروی هوایی، حمل تنهاAIM-4Falcon روی فانتوم مدل F-4D را که به خدمت ویتنام در 1967 معرفی شد را انتخاب کرد، اما ناامیدی با استفاده جنگی فالکون به تلاش درهم شکستهمشابهF-4D منجر شد چنانکه آن می تواند سایدویندر را حمل کند. نامگذاری USAF برای سایدویندر GAR-8 (بعدا AIM-9E) بود. طی سالهای 1960،USN وUSAF ،ورژن ها ی جداگانه شان از سایدویندر را پیگیری کردند، اما ارزش رسیدگی های بعدی، توسعه انواع عمومی را وادار کرد که با AIM-9L آغاز شوند.

 

سیر تکاملی پیوسته

سایدویندر متعاقبا از بین یک سری از ورژن های ارتقا یافته با مدل جدیدتر، رادارهای بسیار حساس، با چندین نوع خنک سازی و نیروهای محرکه گوناگون، ترکیب و بهسازی ِ بااحتیاط، بیرون آمد. اگرچه هر یک از این ورژن ها رادارها و خنک سازی مختلف داشت و به طور متفاوت ترکیب می شد، همه در یک موردِ ردیابی مادون قرمز مشترک بودند. استثنا نیروی دریایی U.S. ، IBسایدویندر AAM-N-7 (بعدا ً AIM-9C) بود، یک سایدویندر با سر توسعه یافته جستجوگرِ ردیابی ِ رادار نیمه فعال، برای F-8 crusader .  تنها حدود 1000 تا از این جنـگ افزار تولیـد شده بود، تعـــدادی از آنها بـــــعدا ً با عنــــــوان موشک ضــد رادار AGM-122 Sidearm نوسازی شد.

 

تاثیر ویتنام در پیشرفت سایدویندر

 

AIM-9B،AIM-9D و AIM-9C  متعلق به نیروی دریایی US در سالهای 1970

زمانی که جنگ هوایی بر فراز شمال ویتنام در 1965 آغاز شد، سایدویندر موشک  کوتاه برد استانداردی بود که بوسیله نیروی دریایی US ، بر روی هواپیماهای جنگنده فانتوم F-4 و فانتوم F-8 متعل به آن حمل می شد و می توانست در پدافند شخصی بر روی A-4Skyhawak وA-7Corsair متعلق به آن حمل شود. نیروی هوایی همچنین سایدویندر را بر روی فانتوم A-4C ی خود استفاده کرد و هنگامی که MiG ها گروه های حمله هوایی ِ وارد جنگ شدن را شروع کردند، F-105 Thunderchif همچنین سایدویندر را برای پدافند شخصی حمل کرد. عملکرد سایدویندر و AIM-7 Sparrow آنقدر رضایتبخش که بتوان امیدوار شد نبود و نیروی دریای و نیروی هوایی هر دو ، عملکرد خلبان ها، هواپیماها، جنگ افزارها و ترفندهایشان را به خوبی ِ تقویت پشتیبانی سرویس اولیه، بررسی کردند. نیروی هوایی Red Baron Report طبقه بندی شده را اداره می کرد تا زمانی که نیروی دریایی مقدمتا ً مطالعه متمرکز روی عملکرد ترفندهای هوا به هوایی که به طور غیر رسمی نامیده شده بود را اداره می کرد و بهعنوان یک گزارش ault بهتر شناخت. زیر فشار قراردادن هر دو منجر به تغییرات اصلاحی به وسیله هر دو سرویس به بهبود توانایی اجرا کردن در عرصه هوا به هوای سخت بود و قابلیت اطمینان را افزایش داد.

 

AIM-9D/G/H نیروی دریایی

پیشرفت طراحی سایدویندر نیروی دریایی از اوایل تولید مدل B به مدلD رفت که به طور ممتد در ویتنام استفاده شد. مدل های G و H با طراحی رسانا گر فرمان جدید تعقیب کرده، عملکرد ACM را بهبود داده و مدل های استفاده را توسعه و پوشش محفظه را اصلاح کرد. مدلHotel کمی بعد از Golf ،منتج شد و یک طراحی وضعیت سه بعدی نشان داد که قابلیت اطمینان در محیط انتقال دهنده را بهبود داد که از سکوی پرتاب کننده ضربه خورده و از فرودهایی که یک اثر مخرب در طراحی های لوله تهی اولیه داشت جلوگیری کرد. گزارش Ault یک ضربه قوی را در طراحی، تولید و کار کردن با سایدویندر داشت.

AIM-9E/J/N/P نیروی هوایی

یک بار دیگر نیروی هوایی سایدویندر را به عنوان بخشی از زرادخانه اتخاذ کرد،  AIM-9E را توسعه داده، آن را در 1967 معرفی کرد. Echo یک ورژن اصلاح شده از AIM-9E پایه بود که رساناگرهای جلویی بزرگتر را به خوبی ِ رادارهای IR ایرودینامیک نمایان کرد و یک موتور راکت را بهبود بخشید. اما موشک هنوز مجبور بود به ربع عقبی هدف شلیک شود، یک اشکال همه موشک ها یIR اولیه. ارتقاءهای مهم به اولین ورژن جنگ چند نفره ی واقعی اعمال شده بودند، AIM-9J که درژولای 1972 به تئاتری در جنوب شرقی آسیا هنگام صحنه نبردLinebacher حمله ور شده بود، در آن چند مواجه هوایی باMiG های شمال ویتنام اتفاق افتاد. مدل Juliet توانست تا حدود 7.5 g (74 m/s2) روانه شود و اولین وضعیت سه بعدی را نشان دهد و توانایی هدف گیری گشتاور رساناگرهای محرک را 9090lbf.ft (120n.m) توسعه داد، بموجب آن دلاوری جنگ چند نفره را بهبود بخشید. در 1973، Ford شروع به تولید یک AIM-9j-1 پیشرفته کرد، که پیش از AIM-9N ِ معین نشده، بود. AIM-9J  بسیار صادر شده بود. J/N در سری های p رشد کرده، با ورژن های تولید شده (P1 تاP5) که شامل چنین بهسازی هایی مانند ترکیب های جدید، موتورها ی راکت تولید کننده دود و قابلیت همه جانبه در آخرینشان، P4 و P5 . BGT  در آلمان یک کیت تغییر برای راهنمای ارتقای AIM-9J/N/P برنامه ریزی و تولید کرد و مجموعه کنترل به AIM-9L استاندارد شد، و این با عنوان AIM-9JULI نشاندار است. هسته این ارتقا اتصال یونیت رادارDSQ-29 متعلق به AIM-L است، که رادارهای J/N/P اصلی را جایگزین کرده، امکانات اصلاح شده ارائه می دهد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت   توسط شقایق آزادبخش  | 

 

استاندارد RS232 یكی از قدیمی‌ترین استانداردهای ارتباطات فیزیكی در جهان كامپیوتر است.این استاندارد ارتباط سریال كم‌هزینه‌ای را معرفی می كند، كه از طریق یك سیستم نیرومند، بیت ها را به طور مرتب در یك سیم مسی ارسال می‌كند. این استاندارد ابتدا برای انتقال داده ها بین كامپیوتر و لوازم جانبی مثل ترمینالها و پرینترها استفاده می‌شد ولی امروزه با تقویت كابلهایی كه به نول مودم معروف شده‌اند، برای ارتباط كامپیوتر به كامپیوتر كاربردی عمومی یافته‌است.

در تعریف اولیه حداكثر سرعت انتقال به 20 kbps محدود شده‌بود. اما آزمایشات نشان داده كه دستیابی به پهنای باند بیشتر نیز امكان‌پذیر است. با برطرف‌شدن این محدودیتها استاندارد جدیدتر RS232-E به شما اجازه دستیابی به پهنای باند بمراتب بیشتری را می‌دهد.

در این مطلب اطلاعات مفیدی نه تنها درباره خود استاندارد بلكه درباره كاربردهای عملی آن در ارتباطات سریال خواهیم داد. در این مقاله به چگونگی انتخاب یك كابل نول مودم درست برای ارتباط بین كامپیوتر به كامپیوتر نیز می‌پردازیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت   توسط شقایق آزادبخش  | 

در سال 1998 شرکت ال. ام. اریکسون علاقمند شد تا گوشی تلفنهای همراه تولیدی او بتوانند بصورت بی سیم به ابزارهای دیگر ( مثل PDA) وصل شوند. اریکسون و چهار شرکت دیگر ( آی بی ام ، اینتل ، نوکیا و توشیبا ) یک گروه SIG تشکیل دادند تا استانداردی بی سیم برای اتصال ابزارهای مخابراتی/رایانه ای و ابزارهای جانبی آنها طراحی کنند که بردی کوتاه، مصرف پایین و قیمتی ارزان داشته باشند. نام این پروژه، بلوتوث انتخاب شد که برگرفته از نام هرالد بلاتاند دوم مشهور به Bluetooth یکی از پادشاهان وایکینگ است که دانمارک و نروژ را با هم متحد کرد ( البته با زور و بدون کابل!!! )

 

 

بلوتوث (Bluetooth)

Bluetooth  برای تسهیل ارتباطات در بین گروهی از تجهیزات بی سیم در یک ناحیه کاری کوچک طراحی شده است که در مجموعه مشخصات Bluetooth به عنوان  PANتعریف شده است.

 اگر چه تفکر اصلی، رهایی از شر کابلهای مابین دستگاه های دیجیتالی بود ولی به سرعت در حوزه های دیگر نیز گسترش یافت و به تدریج در حیطه شبکه های محلی بی سیم نیز وارد شد. اگر چه گسترش و رشد این استاندارد، روز بروز کاربرد آنرا بیشتر می کرد ولی در عوض چالشهایی بین این استاندارد و 802.11 پدید آورد . نقطه شدت این چالش آنجاست که این دو سیستم از لحاظ الکتریکی با یکدیگر تداخل فرکانسی دارند. اشاره به این نکته مهم است که شرکت هیولت پاکارد چندین سال قبل از آن شبکه ای مبتنی بر نور مادون قرمز برای وصل بی سیم دستگاه های جانبی کامپیوتر عرضه کرده بود، ولی استقبال چندانی از آن نشد.

فارغ از همه اینها، در ژولای 1999 گروه طراح بلوتوث، مشخصات هزار و پانصد صفحه ای از نسخه 1 آن یعنی V1.0 منتشر نمود. به فاصله کوتاهی، گروه استانداردسازی IEEEکه در اندیشه تدوین استاندارد 802.15 برای شبکه های شخصی بی سیم بودند مستندات استاندارد بلوتوث را به عنوان مبنای کار خود برگزیدند و شروع به پالایش و تکمیل آن نمودند. اگر چه استانداردسازی چیزی که مشخصات تفصیلی و مشروح آن در اختیار است و پیاده سازیهای متنوع و ناسازگار ندارد ( که نیاز به یکنواخت سازی و هماهنگی داشته باشد) عجیب به نظر می رسد، ولی تاریخ نشان داده که وجود یک "استاندارد باز" که توسط سازمانی بی طرف مثل IEEE تدوین و مدیریت میشود، عموما کاربری یک تکنولوژی را ترویج و ترغیب خواهد کرد. اگر بخواهیم اندکی دقیقتر سخن بگوئیم باید اشاره کنیم که توصیف استاندارد بلوتوث برای سیستمی کامل تدوین شده که از لایه فیزیکی تا لایه کاربرد را در بر می گیرد در حالیکه کمیته IEEE 802.15 فقط لایه های فیزیکی و پیوند داده را استانداردسازی کرده و باقیمانده پشته پروتکلی خارج از برنامه این استاندارد است.

هرچند IEEE اولین استاندارد شبکه شخصی (PAN) را در سال 2002 با عنوان 802.15.1 به تصویب رساند ولی هنوز کنسرسیوم بلوتوث فعال و سرگرم بهبود و توسعه آن است. اگر چه نسخه استاندارد عرضه شده توسط کنسرسیوم بلوتوث وIEEE یکی نیستند ولی انتظار می رود بزودی به یک استاندارد واحد همگرا شوند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت   توسط شقایق آزادبخش  | 

 

حافظه مجازی

(Virtual memory)

 

مقدمه:
در هر كامپيوتر از مجموعه ای منابع سخت افزاری و  نرم افـزاری استـفاده می گردد كه هر يك دارای جايگاه مختص به خود می باشند . سـيستم عامل ،‌ مسئوليت مديريت منابع موجـود در يك كامپيـوتر را برعهده دارد . مجموعه پتانسيـل های سخت افـزاری و نرم افزاری موجود و نحـوه مديريت آنان توسط سيستم عامل ، ميزان مفيد بودن و كارآئی يك كامپيوتر را مشخص می نمايد.
 CPU به طور مستقیم تنها با حافظه اصلی  (Main Memory) سر و کار دارد و برنامه‌ها جهت اجراء می‌بایست در حافظه اصلی قرار گیرند.
سیستم عامل در یک سیستم برنامه‌ای باید مشخص کند هر بخش از حافظه توسط چه پروسسی استفاده شود. تخصیص و باز پس گیری فضاهای حافظه و نیز محافظت از تداخل فرایندها بر یکدیگر از دیگر وظایف سیستم عامل است.
از آنجا که حافـظه اصلی برای جا دادن تمام برنامه‌های در حال اجراء غالباً کوچک اسـت سیستم عامل بایسـتی از حافـظه ثانـویه(Secondary Memory)  عموماً هارد دیسک جـهت پشتـیبانی حافظه اصلی) استفاده کند.
به این مفهوم حافظه مجازی گفته می‌شد و مدیریت حافظه مجازی، تخصـیص و رهاسازی این حافظه و حفاظت آن از دیگر بحثهای سیستم عامل است .

حافظه مجازی يکی ازبخش های متداول در اکثر سيستم های عامل کامپيوترهای شخصی است . سيستم فوق با توجه به مزايای عمده، بسرعت متداول و با استقبال کاربران کامپيوتر مواجه شده.

تاثير حافظه اصلی بر كارآئی سيستم

حافـظه اصلی ( RAM ) يكی از مهـمترين منابع سخت افزاری موجود در كامپيوتر است كه با توجه به نقش محوری آن در اجـرای برنامه های كامپيوتری ، همواره در معرض پرسش های فـراوانی از جانـب كاربران كامپيوتر است. به عنوان نمونه ، شايد اين سوال برای شما نيز مطرح شده باشد كه  تاثير افزايش حافظه اصلی بر سرعت كامپيوتر چـيست و در صورت افزايش حافـظه اصلی ، آيا كارائی سيـستم نيز به همان ميزان افزايش خواهد يافت ؟

در اين مطلـب به بررسی اين موضوع خواهـيم پرداخت كه چرا حافـظه اصـلی دارای يك نقش مهم  و غـيرقابل انكار در كارائی سيـستم است . ادامه بحث را با در نظر گرفتن دو فرضيه دنبال می نمائيم . اول اين كه بر روی كامپيـوتر از يكی از نسخـه های سيـستم عـامل ويندوز 2000 ، XP و يا 2003 سی و دو بيتی استفاده می گردد و دوم اين كه از يك كاميپوتر مدل جديد با پتانسيل های سخت افزاری مناسب ، استفاده می شود .
هر سيستم عامل  از يك مدل خاص برای مديريت منبع ارزشمند حافظه اصلی استفاده می نمايد . نحـوه مديريت حافظه توسط سيـستم عـامل ، يكی از شاخص های مهم ارزيابی موفقـيت يك سيستم عامل محسوب می گردد . ويندوز نيز به عنوان يك سيستم عامل از اين قاعده مستثنی نمی باشد.

ويندوز و مديريت حافظه
زمانی كه اولين نسـخه ويندوز  ارائه شده بود ،‌ امكان مديريت حـافظه اندكی توسط آن وجود داشت . در آن زمان ، حافظه گران بود و حـتی در صورتی كه استفاده كنندگان توان مـالی تهيه آن را داشـتند ، كامپيوترهای آن دوره قادر به استفاده از آن نبودند . اين وضعيت تا اواسط دهه 90 ميلادی ادامـه داشت و بسياری از افـرادی كه دارای كامپيوتر بودند ،‌ صرفا" از 8 مگابايت حافـظه اصـلی اسـتفاده می كردند كه امكان ارتقاء آن به حداكثر 64 مگابايت وجود داشت .
اکـثر کامپيـوترها در حال حاضر از حافظه های محدود با ظرفـيت 64 ، 128 و يا 256 مگابايت استـفاده می نمايند. همانطـور که گفـته شد برنامه‌ها جهت اجراء می‌بایسـت در حافظه اصلی قرار گیرند. حافظه موجود در اکثر کامپيـوترها بمنظور اجرای چندين برنامه بصورت همزمان توسط کاربر ، پاسخگو نبوده و با کمبود حـافظه مواجه خواهيم شد. مثلا" در صورتيـکه کاربری بطور هـمزمان ، سيستم عامل ، يک واژه پرداز ، مرورگر وب و يک برنامه برای ارسال نامه الکترونيکی را فعال نمايد ، 32 و يا 64 مگابايت حافظـه، ظرفيت قابل قبولی نبوده و کاربران قادر به استـفاده از خدمات ارائه شده توسط هـر يک از نرم افزارهای فوق نخـواهند بود. يکی از راهکارهای غلـبه بر مشـکل فـوق افزايش و ارتقای حافظه موجـود است . با ارتقای حافظه و افزايش آن ممکن است مشکل فوق در محدوده ای ديگر مجددا" بروز نمايد. يکی ديگر از راهکارهای موجود در اين زمينه ، استفاده از حافظه مجازی است .
در اكثر نسـخه های ويندوز امكـان استفـاده از حافظه مجـازی وجود دارد به این صـورت که ويندوز از فضای ذخيره سـازی هارد ديسك به منظـور جبـران كمبود حافـظه اصلی سيـستم استفاده می نمايد . در واقع ، علت اصـلی استفـاده از حافظه مجازی نيـاز كامپيوتر به حافـظه و عـدم وجـود ظرفـيت لازم برای تامـين خـواستـه های سيـستم عـامل اسـت . در صـورتی كه حافظه سيـستم تكميل شده باشد ، كامپيوتر نمیتواند يك نسخـه از صفحه داده یا یک برنامه جدید را به درون حافـظه اصلی منتقـل نمايد . در چنين مواردی فضائی برای استقرار داده در حـافظه اصلی وجـود نداشته و سيستم عامل می بايسـت اطـلاعات موجود در حافظه اصلـی که کمتر مورد استفـاده قرار گرفته اند ، از حافظه خارج و در محـلی خاص بر روی هارد ديسک ( حافظه مجازی) منتـقل و ذخيره می گردد. بدين ترتيب بخشی از حافظه اصلی آزاد و زمينه استقرار يک برنامه جديد در حافظه فراهم خواهد شد. عمليات ارسـال اطلاعات از حافظه اصلی بر روی هارد ديسک بصورت خودکار انجام می گيرد. محـل نگهداری اطلاعات بر روی هارد ديسـک را يک Page file می گويند. در فايل فوق ، صفحات مربوط به حافظه اصلی ذخيره و سيـستم عامل در زمان مورد نظـر اطلاعـات فـوق را مجـددا" به حـافظه اصلی منتقل خواهد کرد . در ماشيـن هائی که از سيستم عامل ويندوز استفاده می نمايند ، فايل فوق دارای انشعاب swp است .
حافظه مجازی ، يك راه حل مناسب به منظـور غلـبه بر محدوديت حافظه اصلی است كه دارای چالـش های مختص به خود نيز می باشد :

كند بودن سرعت هارد ديسك نسـبت به حافظه اصـلی : سرعـت خـواندن و نوشـتن در هارد ديسك بمراتب پائين تر ( كندتر ) از حافـظه اصـلی است . دستـيابی به حافظه اصلی بر اساس نانوثانيه و سرعت هارد ديسك بر اساس ميلـی ثانيه اندازه گـيری می شود . در صورتيـکه سيـستم مورد نظر دارای عملياتی حجيم در رابطه با حافظه مجازی باشد ، کارآئی سيستم بشدت تحت تاثير قرار خواهد گرفت . باتوجه به تفاوت محسوس سرعت بين آنها ، مدت زمان زيادی صرف عمليات جايگزينی می گردد. در چنين حالـتی سرعت سيستم بشدت افت کرده و عملا" در برخی حالات غيرقابل استفاده می گردد . در چنين مواردی لازم است که نسبت به افزايش حافظه موجود در سيستم ، اقدام گردد.

عدم امكان استفاده مستقيم از حافظه مجازی :يكی ديگر از مسائل در ارتباط با حافظه مجازی ، عدم امكان استـفاده مستـقيم از آن است . مثلا" فرض كنيد كه يك صفحه اطلاعات از حافظه اصلی بر روی هارد ديسك ( حافظه مجازی ) نوشتـه گردد . در صورتی كه در ادامه به اطلاعات موجـود در اين صفحـه نيـاز باشــد ،كامپـيوتر نمی توانــد مستـقيـما" به آن دستـيابی داشـته باشد . در چنـين مـواردی ، می بايست  قبل از اين كه كامپـيوتر بتواند از داده استفاده نمايد ، داده درون حافظه اصلی مستقر گردد . به فرآيند فوق paging گفته می شود .

Paging باعث كند شدن يك سيستم می گردد چراكه كامپيوتر مجبور است در زمانی كه داده از هارد ديسك به درون حافظه اصلی منتقل می گردد ، عمليات جاری خود را متوقف و منتظر بماند .

paging ، فرآيندی است كه می بايست مديريت گردد . كامپيوتر می بايست از مكانی در حافظه اصلی به منظور ثبت وضعيـت استفاده از حافظه استـفاده نمايد . بنابراين ، سيـستم می بايـست قسمتی از حافظه خود را برای ثبت وضعيت صفحات و اين كه كدام صفـحه در حافظه اصـلی و كدام صـفحه در حافـظه مجازی است ، در نظر بگيرد.  علاوه بر اين ، سيستم از سيكل های متعـدد پردازنده ( CPU ) به منظـور انتقال داده بين حافظه اصلی و حافظه مجازی استفاده می نمايد . در صورتی كه نگرانی خاصی در رابطه با Paging وجود نداشته باشد ، كامپيوتر به سرعت وظايف خود را انجام خواهد داد .

حافظه بيشتر،  كاهش وابستگی ويندوز به حافظه مجازی ، عدم استفاده از زمان پردازنده و منابع ديگری نظير هارد ديسك را به دنبال خواهد داشت .

شايد بهترين گزينه اين باشد كه به اندازه ای حافـظه به سيـستم اضافه گردد تا درصد استـفاده از حافـظه مجازی به حداقـل مقدار ممكن كاهـش يابد . با اين كه گزيـنه فوق ممـكن است به عنوان يك راه حل عملی باشد ، ولی نمی توان زمينه استفاده از حافظه مجازی را از ويندوز سلـب نمود . ويندوز بگـونه ای طراحـی شده اسـت كه بتواند  از حافـظه مجازی استفاده نمايد  و سيـستم عـامل اين انتـظار را دارد كه حافظه مجازی موجود و برای وی در دسترس باشد . هر اندازه كه به سيستم حافظه فيزيكی اضافه گردد ، وابستگی آن به حافظه مجازی كمتر خواهد شد.
شايد از بحـث فـوق اينـگونه برداشت شود  كه علت اصلی استـفاده از حافظه مجـازی ، جبـران كمـبود حافظه اصلی است . برداشت فوق  با اين كه درست است ولی بيانگر تمـامی ابعاد موضوع  نمی باشد و تنها نيمی از حقيقت را شامل می شود .

به عنوان يك قـانون ، شركت مايكروسـافت توصـيه می نمايد كه پيـكربندی حافظه مجتازی بر اسـاس ميزان حافظه فيزيكی ( RAM ) نصب شده بر روی ماشين ، انجام شود و حداقل ، حافظه مجازی  5 / 1 برابر حافظـه اصلی باشد . اين بدان معنی است كه اگر ماشيـنی دارای 512 مگابايت حافظه اصلی باشد ، ويندوز انتظار دارد كه بتواند به حداقل 768 مگابايت حافظه مجازی دستـيابی داشته باشـد . فرض كنيـد كه به اين نتيـجه رسيــده ايد كه 512 مگـابايت حافـظه اصـلی نيـاز شـما را تامين نمی نمايد و تصـمـيم می گـيريد حافـظه ماشين خود را به يك گيگابايت ارتقاء دهيد . با اين كار شما نيـاز ويندوز به حافـظه مجازی را هم افزايش داده ايد. در چنين شرايطی ويندوز اين  انتظار را دارد كه بتواند به حافظه مجازی با ظرفيتی معادل 5 / 1 گيگابايت دستيابی داشته باشد .
علـيرغم اين كه ظرفيت Pagefile ماشـين ( فايلی كه از آن به عنوان حافـظه مجازی استـفاده می شود ) افـزايش می يابد، اين بدان معنی نخواهـد بود كه ماشـين  از pagefile  به  سخـتی استـفاده می نمـايد . عموما" عكـس اين موضـوع صادق است . نصـب حافظه بيشتر ، باعث می شود كه ويندوز كمتر مجبور به paging گردد .  حتی اگر ويندوز همچنان مجبور به استفـاده از حافظه مجـازی باشد ، حافظه اضافـه نصب شده اين اطمينان را ايجاد می نمايد كه page مرتبـط با برنـامه در حال اجـراء ، در حافـظه اصـلی موجود است و سيستم عامل به دليل كمبود حافظه مجبور نخواهد بود كه آن  را بر روی فضـای ذخيره سازی حافـظه جانبی منتـقل نمـايد . بديـن ترتيـب برنامـه ها با سـرعت بيشـتری اجراء شـده و در زمـانی مطلوب نياز كاربران را تامين و در نهايت كارآئی سيستم افزايش خواهد يافت .

 

پیکربندی حافظه مجازی:

پيکربنـدی حافظه مجازی ويندوز دارای يک برنامه هوشـمند برای مديـريت حافـظه مجـازی است . در زمان نصب ويندوز ، پيکربندی و تنظيمات پيش فرض برای مديريت حافظه مجازی انجام خواهد شد. تنظيمات انجام شده در اغلب موارد پاسخگو بوده و نيازی به تغيير آنها وجود نخواهد داشت . در برخی موارد لازم است که پيکربنـدی مديريت حافظه مجـازی بصورت دستی انجام گيرد. برای انجام اين کار گزينه System را از طريق Control panel انتخاب و در ادامه گزينه Performance را فعال نمائيد. در بخش Advanced setting ، گزينـه Virtual memory را انتـخاب نمائيـد. با نمـايش پنجره مربوط به Virtual Memory ، گزينـه "Let me specify my own virtual memory setting" را انتـخـاب تا زمينه مشخص نمودن مکان و ظرفيت حداقل و حداکثر فايل مربوط به حافظه مجازی فراهم گردد . در فيلد Hard disk محـل ذخـيره نمودن فايل و درفيلـد های ديگر حداقـل و حداکـثر ظرفـيت فـايل را بر حسب مگابايت مشخص نمائيد. برای مشخـص نمودن حداکثر فضای مورد نياز حافظه مجازی می توان هر اندازه ای را مشخص نمود . تعريف اندازه ائی به ميزان دو برابر حافظه اصلی کامپيوتر برای حداکـثر ميزان حافظه مجازی توصـيه می گـردد. ميزان حافـظه موجود هارد ديسـک که برای حافظه مجـازی در نظر گرفته خواهد شد بسيار حائر اهميت است . در صورتيـکه فضـای فوق بسيار ناچـيز انتخاب گـردد ، همواره با پيام خطائی مطابق "Out of Memory" ، مواجه خواهيم شد. پيشنهاد می گردد نسبت حافظه مجازی به حافظه اصلی دو به يک باشد. يعنی در صورتيـکه حافظه اصلی موجـود 16 مگابايـت باشـد ، حداکـثر حافـظه مجـازی را 32 مگابايت در نظر گرفت . يکی از روش هائی که بمنظـور بهـبود کارائی حافظه مجـاری پيشنهاد شده است ، ( مخصوصا" در موارديـکه حجم بالائی از حافظه مجازی مورد نياز باشد ) در نظر گرفتـن ظـرفيت يکســان برای حداقـل و حداکثر انداره حافـظه مجازی است . در چـنين حالتی در زمان راه اندازی کامپيوتر، سيستم عامل تمام فضای مورد نياز را اختصاص و در ادامه نيازی با افزايش آن همزمان با اجـرای سـاير برنامه ها نـخواهد بود. در چـنين حالـتی کارآئی سيـستم بهـبود پيدا خواهد کرد .

محل Pagefile :

يکی ديگر از فاکتـورهای مهـم در کارآئـی حافظه مجازی ، محل فايل مربوط به حافظه مجازی است . در صورتيـکه سيستم کامپيـوتری دارای چنـدين هارد ديـسک فيزيکـی باشد ، ( منظور چنــدين درايـو منظقی نيست ) می توان حجـم عمـليات مربوط به حافـظه مجـازی را بين هر يک از درايوهای فيزيـکی موجـود توزيع کرد . روش فـوق در موارديـکه از حافـظه مجـازی در مقياس بالائی استفاده می گردد ، کارآئی مطلوبی را بدنبال خواهد داشت .

آيا محدوديتی در ارتباط با حافظه وجود دارد ؟
در ابتـدای بحث اشاره گرديد كه اطـلاعات موجود در اين مقاله صرفا" برای سيستم های 32 بيتی مفيد بوده و در ارتباط با سيستم های 64 بيتی نمی باشد . حقيقت اين است كه حتی سيـستم های 64 بيتی نيـز در ارتباط با حافظه مجازی می باشند ولی نسخه های 32 بيتی و 64 بيتی بطور كامل از مدل های حافظه مختلفی استفـاده می نمايند . سيـستم های 32 بيتی صـرفا" دارای 32 بيـت بوده و می تـوانند حـداكثر 4 گيگابايت حافـظه اصـلی را آدرس دهی نمايند . يك سيـستم 64 بيـتی از لحـاظ تئـوری قادر به آدرس دهی 16 اگزابايت (  بيش از  16،000،000 گيگابايت حافظه RAM  ) می باشد. توليد يك ماشين كه بتواند از اين ميزان حافظه حمايت نمايد در حال حاضر هزينه بالائـی داشته و مقرون به صرفه نمی باشد . اكثر سيـسـتم هـای 64 بيـتی موجود ميزان حـافظـه اصـلـی را محـدود بين 8 گيـگابايت و 256 ترابايت نمـوده اند .
محـدوديت فضـای آدرس دهی 4 گيگابايـتی برای ماشيـن های 32 بيـتی كه برروی آنان ويندوز نصب شده است ، چه پيامـدهائی را به دنبال دارد ؟ ويندوز بگونه ای طراحی شده است تا بتواند بطور كامل 4 گيگابايت حافظه را آدرس دهی نمايد . ويندوز فـضای چهار گيگابايـتی را به دو بخش مساوی تقسـيم می نمايد . يكی از بخش ها  توسط سيستم عامل و از بخش ديگر به منظور User mode (يا برنامه ها ) استفاده می گردد .
در صورت نياز می توان پيكربندی پيش فرض فوق را تغيير داد . بدين منظور از فايل Boot.ini استـفاده می گردد . به عنوان نمونه می توان در فايل فوق از سوئيچ 3GB /    استفاده نمود . بدين ترتيب ويندوز پيكربنـدی پيـش فرض خـود را تغيـير و از يك فضـای يك گيگابايتــی برای خـود و از يك فضـای 3 گيگاباتيی برای  user mode استـفاده می نمايد . بديـن ترتيـب ويندوز می تواند مديريت بهـتری را بـه منظور تامين خواسـته برنامه های بزرگی نظير Exchange server انـجام دهـد (هـرگز از سوئيـچ اشـاره شده  بر روی Small Business Server و يا يك كنترل كننده domain استفاده نگردد) .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت   توسط شقایق آزادبخش  |